الشيخ رسول جعفريان
86
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
كشتن نگاهبانان بيت المال ، به غارت آن پرداختند . زمانى كه خبر رفتن شورشيان در مدينه به امام رسيد ، آن حضرت سهل بن حنيف را بر جاى خويش گذاشته و همراه شمار زيادى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ساير مردم مدينه كه در نقلى تعداد آنها چهار هزار نفر دانسته شده « 1 » به سرعت به سوى عراق حركت كرد . بنا به نقل سعيد بن جبير ، هشتصد نفر از انصار و چهار صد نفر از كسانى كه در بيعت رضوان حضور داشتند ، در جمل همراه امام على عليه السّلام بودند . « 2 » امام على عليه السّلام به هيچ روى مايل به بر پايى اين جنگ نبود . لذا سه روز پس از ورود به بصره ، با ارسال پيامهاى مكرر از شورشيان خواست تا به « جماعت » و « طاعت » بازگردند ، اما پاسخ مثبتى از آنان نشنيد . « 3 » آن حضرت ، صعصعة بن صوحان را همراه نامهاى به سوى بصره فرستاد . او با طلحه و زبير سخن گفت ، وقتى با عايشه سخن گفت ، احساس كرد كه او بيش از دو نفر ديگر ، قصد بر پايى شر دارد . پس از بازگشت امام ، عبد الله بن عباس را به بصره فرستاد . او به طلحه گفت : مگر تو بيعت نكردى ، طلحه گفت : شمشير بالاى سرم بود . ابن عباس گفت : من خود ناظر بودم كه به اختيار بيعت كردى . طلحه از خون عثمان سخن گفت . ابن عباس گفت : مگر نبود كه عثمان ده روز از چاه خانهء خود آب مىخورد و تو اجازه ندادى از آب شيرين استفاده كند . آنگاه على عليه السّلام سراغ تو آمد و از تو خواست تا اجازه دهى از آب استفاده كند . پس از آن ابن عباس با عايشه و طلحه نيز سخن گفت . عايشه چنان به پيروزى خود اطمينان داشت كه كوچكترين انعطافى از خود نشان نداد . ابن عباس با استدلالهاى محكم خود كوشيد آنان را از خطرى كه در انتظارشان است پرهيز دهد اما نپذيرفتند . « 4 » به هر روى اصرار امام اين بود كه جنگ صورت نگيرد . آن حضرت از آغاز كردن جنگ توسط اصحابش جلوگيرى كرده و رسما اعلام كرد كه كسى حق شروع جنگ ندارد . « 5 » حتى در روز جنگ ، پيش از ظهر ، امام قرآنى به دست ابن عباس داد تا
--> ( 1 ) . تاريخ خليفة بن خياط ، ص 184 ( 2 ) . تاريخ خليفة بن خياط ، ص 184 ( 3 ) . اخبار الطوال ، ص 147 ( 4 ) . الجمل ، صص 318 - 314 ( 5 ) . وقعة الجمل ، ص 36